این نوشته یک از داستهای کتاب بیست دقیقه پیاده روی با خدا نوشته زینب خاتون کردی که در دست چاب است گرفته شده است داستان مربوط به 19سال پیش می باشد و به ما یاد آوری میکند در بخش نذورات دقت داشته باشیم .
راستی فردا تولد است
بچه رو بغل کرد و خوا باند؛ سعی کرد با فشار دادن سینه در مکیدن شیر کمکش کنه ؛ اما شیری نمی اومد و بچه رو خسته تر می کرد . موهای لخت قهوای؛ طلایی پسرش از روی زانوش به طرف پایین آویزان شده بود کودک درحالی ک
برچسب:
نویسنده: هیراد فلاح
تاريخ: چهارشنبه
24 شهريور
1395 ساعت: 17:33